نویسنده:سیریل اسمیت                                   مترجم:دکتر فاتح رضایی

مارکسیسم در بحبوحه بحران جهان‌گستر اجتماعی ، آشکارا توان حرکت خود را از دست داد و تقریبا در همه جا به ‌عنوان نظریه‌ ای منسوخ طرح شد.
سیریل اسمیت قصد دارد با پیش کشیدن این بحث که سنت مارکسیستی ایده اساسی درباره انسان را کنار گذاشته است ، آثار مارکس را به شان درخور آن بازگرداند.
اسمیت به آزمودن افکار لنین و ترتسکی نیز می‌نشیند و از اختلاف‌هایی که از کائوتسکی و پلخانف سرچشمه گرفته ، پرده برمی‌دارد.

آیا مارکس ؛ همان مارکس که می نوشت ، فکر می کرد ، سازمان می داد و … خلاصه : همان «مارکس اصلی» از «مارکس بودن» پشیمان گشته است؟
آیا آن تصوری که ما از او داریم ، مارکسیست ها برایمان تدارک دیده اند؟
گویی روایت مارکس ، فقط به واسطه مارکسیست ها امکان داشته است ، چندان که روایت هگل به واسطه مارکس ؛ البته به قول «پوپر».

سیریل اسمیت ، در کتاب «مارکس و هزاره نوین» به سختی در تلاش است تا مارکس را از دست «مارکسیست ها» نجات دهد :
از دست انگلس ، لنین ، پلخانف ، کائوتسکی ، تروتسکی یا استالین: «آنانی که مارکس را دفن کردند».

او در سه فصل پایانی کتاب کوشیده تا نشان دهد ، مساله انسانیت ، که از جوانی تا پیری ، مولفه راهبردی ذهن مارکس بوده است ، چه ابعاد و مشخصاتی در دستگاه مارکس یافته است:
آنچه به کوتاهی می توان انسانیت همبسته یا اجتماعی خواند. این مساله گنجی بوده که مارهای فراوان بر آن خوابیده اند.

درخواست کتاب

  • کتاب های صوتی در صورت وجود ارسال می شود و در صورت نبود، فایل پی دی اف ارسال خواهد شد. شما با انتخاب گزینه زیر فقط اولویت رو مشخص میکنید.