نویسنده: میخائیل بولگالف              مترجم: عباس میلانی

این رمان ساختاری پیچیده دارد. در این اثر واقعیت و خیال و رئال و سورئال در هم تنیده شده‌اند. می‌توان گفت نوعی رئالیسم جادویی روسی است.

در این اثر سه داستان شکل می‌گیرد و پا به پای هم پیش می‌رود و گاه این سه در هم تنیده می‌شوند و دوباره باز می‌شوند تا سرانجام به نقطه‌ای یگانه می‌رسند و با هم یکی می‌شوند.

۱⃣  یکی داستان سفر شیطان به مسکو در چهره یک پروفسور خارجی به عنوان استاد جادوی سیاه به نام ولند به همراه گروه کوچک ۳ نفره‌اش:
عزازیل ، بهیموت و کرووپوش.
۲⃣  دوم داستان پونتیوس پیلاطس و مصلوب شدن عیسی مسیح در اورشلیم بر سر جلجتا.
۳⃣ سوم داستان دلدادگی رمان‌نویسی بی‌نام موسوم به مرشد و ماجرای عشق پاک و آسمانی‌اش به زنی به نام مارگریتا.

✔️در این اثر بولگاکف تنهایی ژرف انسان معاصر در دنیای سکولار و خالی از اسطوره و معنویت معاصر را گوشزد می‌کند. دنیایی که مردمش دلباخته و تشنه معجزه و جادو و چشم‌بندی‌اند و گویی خسته از فضای تکنیک‌زده و صنعتی معاصر با ذهنی انباشته از خرافه منتظر ظهور یک منجی یا چشم به راه جادوگران افسانه‌ای‌اند و هنوز هم چون اجدادشان محو تماشای حرکاتی جادویی و نامتعارف‌اند و هنوز هم علم و مدرنیته را باور نکرده‌اند و آن را به چیزی نمی‌گیرند.

درخواست کتاب

  • کتاب های صوتی در صورت وجود ارسال می شود و در صورت نبود، فایل پی دی اف ارسال خواهد شد. شما با انتخاب گزینه زیر فقط اولویت رو مشخص میکنید.